سقوط اخلاقی جوامع غربی
19 بازدید
محل نشر: معرفت » تابستان 1376 - شماره 21 » (7 صفحه - از 75 تا 81)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
یکی از نگرانی های دانشمندان در اواخر قرن بیستم به دلیل سقوط تمدن غرب است. رابرت جی. رینگراز جمله دانشمندانی است که با درک انحطاط فرهنگی غرب، ریشه های انحطاط را در فساد اخلاقی می داند و می نویسد: افول و زوال غرب را می توان به وسیله یک نمودار پرنوسان نشان داد. آثار انحطاط در ایالات متحده امریکا در پنجاه سال اخیر (سال های بین 1912 تا 1963) بیش تر از 137 سال پیش به چشم می خورد و نیز این آثار در بیست سال گذشته بیش تر از پنجاه سال پیش بوده است.(1) رینگر بروز حقوق جهایی بشر را در هنگام سقوط اخلاقی تمدن غرب چنین توضیح می دهد: «درست هنگام سقوط اخلاقی تمدن غرب، حقوق بشر مانند یک عقیده مقدس یا بهتر بگوییم قانون اکثریت و یا حق پدید آمد که رفته رفته به یک همبستگی نیرومند مردمی انجامید... . در حکومت دموکراسی، مفهوم حقوق بشر تضمین حراست مرزها و آب و خاک است و این بهترین مستمسک برای جلب رضایت مردم است... . از من مکرّر سؤال می شود که آیا برای نجات تمدن غرب دیگر وقتی باقی نمانده است؟ آیا می توانیم روحیه و صفات اخلاقی گذشته خود را دوباره کشف کنیم و به دست آوریم؟ آیا می توانیم دوباره ارزش های اخلاقی تمدن خود را، که از دست داده ایم، به جایی برگردانیم که روزی اساس و پایه تمدن غرب بود؟... از نظر من، تنها راهی که می توانیم امیدوار باشیم این است که با توسّل به آن نکات درست و اخلاقی تمدن غرب را دوباره کشف کنیم.»(2) بررسی آمارهای جرم نیز مؤیّد این نکته است که علل افزایش جرم و جنایت و انحطاط فرهنگی را باید در طرز تلقی این فرهنگ نسبت به جهان و انسان و معیارهای رفتاری دانست و عوامل دیگری چون اقتصاد به خودی خود، نقشی در سقوط فرهنگی ندارد. لذا، گوردون ریلاند با بررسی آمار سال های 1849 ـ 1885 انگلستان و سرزمین گان، نتیجه می گیرد که افزایش تعداد بزهکاران با بالا رفتن بدبختی و زیاد شدن تهیدستان مطابقت ندارد. در سال های 1872 ـ 1877 به همان نسبت که شرایط مطلوب اقتصادی بیشتر فراهم می گردد، تعداد جرایم نیز سیر صعودی طی می کند و از سال 1877 تا سال 1885 علی رغم بالا رفتن تعداد بدبخت ها و تنگدستان، رقم جرایم به وضوح کاهش می یابد.(3)
آدرس اینترنتی